فشار فروش دیجیتال در آستانه ظهور است

اقتصاد دیجیتال در حال تجربه رشد بسیار سریع است و وابستگی کسبوکارها به داراییهای نامشهود به مرور زمان بیشتر میشود. شرکتهای فناوری بخش قابل توجهی از ارزش خود را از طریق نرمافزارها، کاربران و برند کسب میکنند؛ داراییهایی که اندازهگیری دقیق آنها چندان ساده نیست. این تفاوت، مسئله ارزشگذاری را پیچیدهتر میسازد و متخصصین مالی بر این باورند که شرکتها باید الگوهای حسابداری خود را با این ذات نوین اقتصاد همراستا کنند.
داراییهای دیجیتال چه تفاوتی با داراییهای سنتی دارند؟
افشین قاسمی، مدیرعامل گروه نرمافزاری قیاس، اذعان میکند که ارزشگذاری داراییهای دیجیتال مانند نرمافزار یا دیتابیس کاربران، به دلیل فقدان ماهیت فیزیکی، نیازمند روشهای متفاوتی است. او اشاره میکند که شرکتها نمیتوانند طول عمر این داراییها را نظیر تجهیزات یا ماشینآلات تخمین بزنند.
امیرحسین فلاح، مدیر تیم سرمایهگذاری خصوصی کارگزاری آگاه، نیز تأکید میکند که شرکتهای دیجیتال داراییهای خود را بر اساس «عملکرد» بنا میکنند. او بیان میکند که بسیاری از این داراییها، مانند پایگاه کاربران، عملاً بخشی از سرمایه عملیاتی به حساب میآیند و این ویژگی در شرکتهای سنتی کمتر محسوس است.
چرا تعیین ارزش واقعی داراییهای نامشهود دشوار است؟
فلاح توضیح میدهد که ارزش داراییهای دیجیتال معمولاً بیش از هزینه اولیه آنها میباشد. او به مثالهایی نظیر برند، نرمافزار یا دادهها اشاره میکند که ارزش آنها با تعداد کاربران و میزان نفوذ در بازار افزایش پیدا میکند. به عقیده وی، بازار سرمایه امروزه ارزش کاربران را پذیرفته و ورود شرکتهایی نظیر تپسی به بورس این روند را تقویت کرده است.
استاندارد ۲۴ حسابداری؛ چه هزینههایی دارایی محسوب میشوند؟
استاندارد حسابداری ۲۴ سه شرط را برای تبدیل هزینه به دارایی معین میکند:
۱. شرکت باید از آن هزینه، منفعت اقتصادی قابل اندازهگیری دریافت کند.
۲. شرکت باید قادر باشد ارزش آن را بهطور دقیق برآورد نماید.
۳. کنترل دارایی باید تحت اختیار شرکت باشد.
قاسمی میگوید شرکتها نمیتوانند هر هزینهای را صرفاً بدون مستندات بهعنوان دارایی ثبت کنند. او اشاره دارد که هزینههایی مانند توسعه محصول، اگر بر مبنای طرح امکانسنجی انجام شده باشند، معمولاً در آینده سودآوری خواهند داشت و ثبت آنها بهعنوان دارایی توجیهپذیر است.
فلاح همچنین تأکید میکند که هزینههای جذب مشتری در شرکتهای دیجیتال تنها هزینههای جاری نیستند. بلکه این هزینهها عملاً بخشی از سرمایهگذاری شرکت به شمار میآیند و عمری مفید دارند. او تصریح میکند که شرکتها باید استهلاک این هزینهها را با توجه به چرخه عمر مشتری محاسبه نمایند.
نقش استاندارد ۱۷ حسابداری در تشخیص دارایی دیجیتال
قبل از استاندارد ۲۴، استاندارد ۱۷ چارچوب شناسایی داراییهای نامشهود را تعیین کرده بود.
این استاندارد بیان میکند که داراییهای مشهود باید قابلیت لمس و منافع اقتصادی مشخصی داشته باشند. هر دارایی که فاقد این ویژگیها باشد، به عنوان دارایی نامشهود شناخته میشود. این تعریف برای شرکتهای دیجیتال از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که بخشی از ارزش آنها از داراییهایی نشأت میگیرد که فیزیکی نیستند.
راهحلها: استانداردهای بهروز و شفافیت بیشتر دیجیتال
قاسمی بر این باور است که شرکتها باید الگوهای ارزشگذاری خود را با رویکردهای جهانی چون IFRS تطابق دهند. او به نمونههایی اشاره میکند که نشاندهنده موفقیت شرکتهایی نظیر NVIDIA در ثبت دقیق داراییهای نامشهود بوده و بدین ترتیب توانستهاند ارزش واقعی خود را به بازار عرضه نمایند.
فلاح نیز توصیه میکند که شرکتهای دیجیتال علاوه بر ارائه صورتهای مالی، گزارشهای عملکردی نیز منتشر نمایند. او بیان میکند که معیارهایی مانند نرخ رشد کاربران، درآمد متوسط به ازای هر کاربر یا نرخ تبدیل، میتوانند نمای دقیقتری از ارزش داراییهای دیجیتال ارائه کنند.
جمعبندی
اقتصاد دیجیتال حوزهای نوین از داراییها را به وجود آورده است که ارزشگذاری آنها نیازمند استانداردهای نوین، شفافیت و درک عمیقتری است. شرکتها با رعایت اصول حسابداری بهروز و ارائه گزارشهای فراگیر میتوانند ارزش واقعی خود را به نحو مطلوبتری نمایش دهند و به دنبال یک مسیر رشد پایدار باشند.
منبع : پیوست




