رمزارزها

زمانی که وزارت نیرو با رویکرد قدیمی به رویارویی با فناوری‌های آینده می‌پردازد

مسیح علوی، کارشناس فعال در زمینه ماینینگ، یادداشتی را بر اساس مصاحبه اخیر ایلان ماسک با جو روگن، در خصوص نگرش وزارت نیرو به هوش مصنوعی و انرژی به نگارش درآورده است که در ادامه می‌توانید مطالعه کنید.

در عصری که به سرعت در حال پیشرفت به سوی هوش مصنوعی، بلاک‌چین و اقتصاد داده است، ایران هنوز به تفکری متکی است که انرژی را تنها به‌عنوان یک منبع مصرفی و محدود فرض می‌کند، نه به‌عنوان فرصتی برای رشد. مدیران وزارت نیرو و توانیر از ذهنیت محافظه‌کارانه و ساختار سنتی بهره‌مند هستند که از سال‌ها پیش ریشه‌دار شده و اکنون در حال تخریب تدریجی اقتصاد دیجیتال کشور است. در حالی که ایلان ماسک در گفتگوهای اخیرش با جو روگن به اهمیت هوش مصنوعی برای نجات اقتصاد ایالات متحده و جلوگیری از ورشکستگی مالی اشاره می‌کند، مسئولان انرژی در ایران در حال خاموش کردن و کنترل برق هستند؛ نه برای جلوگیری از هدررفت، بلکه برای مقابله با هر گونه پدیده فناورانه‌ای که درک نمی‌کنند.

این مصاحبه با جو روگن یکی از گفت‌وگوهای برجسته فناوری در سال ۲۰۲۵ به شمار می‌رود. ماسک در این گفتگو به وضوح بیان می‌کند که آینده اقتصادی و شغلی انسان‌ها به هوش مصنوعی و رباتیک وابسته است. وی اشاره کرد که تنها راه جلوگیری از از هم‌پاشیدگی اقتصادی آمریکا، بهره‌برداری گسترده از هوش مصنوعی به منظور افزایش بهره‌وری است. وی هشدار داد که بدون به‌کارگیری فناوری‌های نوین، بدهی ملی ایالات متحده از کنترل خارج خواهد شد. نکته قابل توجه این‌که وی پیش‌بینی کرد که سرمایه‌داری در نهایت می‌تواند رؤیای کمونیسم را به واقعیت تبدیل کند؛ دنیایی پر از منابع و فرصت‌های شغلی بدون اجبار. به تعبیر وی، «آرمان‌شهر کمونیستی از طریق سرمایه‌داری محقق می‌شود». اما در ایران، نگرش اقتصادی ما در بخش انرژی و صنعت همچنان در دهه شصت باقی مانده؛ مدیرانی که از شنیدن واژه‌هایی همچون «ماینینگ» و «هوش مصنوعی» بیشتر احساس تهدید می‌کنند تا فرصت، و در واقعیات هر فناوری نوین، فقط «مصرف برق» را می‌بینند نه «سرمایه آینده» را.

نگاهی به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس

بررسی عملکرد وزارت نیرو در سال‌های اخیر، به وضوح نشان‌دهنده ناکامی در درک نیازهای کنونی و آینده فناوری‌های جهانی است. گزارشی حیاتی و اخیر از مرکز پژوهش‌های مجلس در خصوص ارزیابی عملکرد دولتی، بخصوص وزارت‌خانه‌های نیرو و نفت در اجرای برنامه هفتم توسعه، تصویری نگران‌کننده از اوضاع انرژی کشور ارائه می‌دهد. این گزارش نشان می‌دهد که بسیاری از احکام مرتبط با انرژی، از جمله بهینه‌سازی مصرف، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و اصلاح ساختار تعرفه، عملاً اجرا نشده‌اند یا فاصله زیادی تا تحقق دارند. در بخش برق، پیشرفت واقعی با اهداف مصوب اختلاف فاحشی دارد. دولت در زمینه صادرات برق از نیروگاه‌های خصوصی یا تجدیدپذیر به‌موجب برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، ناموفق بوده و بسیاری از طرح‌های بهینه‌سازی مصرف هنوز حتی به مرحله عملیاتی نرسیده‌اند. این نشان می‌دهد که وزارت نیرو نه تنها در اصلاح بهینه‌سازی مصرف ناکام مانده، بلکه در آماده‌سازی کشور برای ورود به عصر دیجیتال و نیازهای جدید انرژی نیز عقب مانده است.

مشکل اصلی تنها ناکارآمدی نیست، بلکه نوع نگرش حاکم بر مدیران است. افرادی که انرژی را صرفاً به‌عنوان «هزینه» در نظر می‌گیرند، هرگز نخواهند توانست به درک عمیق‌تری از این موضوع برسند که فناوری‌های نوین، موتوری برای رشد اقتصادی آینده هستند. به جای طراحی مدل‌های اقتصادی مشارکتی و تعرفه‌های خاص برای صنایع نوآور، وزارت نیرو به جنگ با هر پدیده جدید پرداخته است. ماجرای استخراج رمزارز، نمونه بارز این رویکرد است. در سال ۱۳۹۸ این صنعت در ایران به‌طور قانونی شناخته شد؛ اما به‌جای تدوین چارچوب‌های سازگار و همکاری با بخش خصوصی، وزارت نیرو در مسیر تقابل قرار گرفت. نتیجه چه شد؟ هزاران ماینر زیرزمینی ظاهر شدند، سرمایه‌گذاران خارج شدند و صدها هزار دستگاه ماینر به زیرزمین رفتند. طبق آمار رسمی، تعداد ماینرهای غیر مجاز در کشور به کمتر از ۴۰۰ هزار دستگاه رسیده و آن‌ها بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ مگاوات برق از شبکه مصرف می‌کنند. مع‌الوصف، این وضعیت به دلیل شرایطی است که وزارتخانه‌های نیرو و نفت و واقعیت‌های اقتصادی و معیشتی پدید آورده‌اند. طبق آمار در صورت تولید برق با ظرفیت ۸۰ هزار مگاوات در کشور، حدود ۰.۶۲ درصد این مقدار توسط ماینرهای زیرزمینی مصرف می‌شود. اما از طرف دیگر، اتلاف ۱۳ درصدی برق شبکه حدود ۱۰ هزار مگاوات برق را به هدر داده و راندمان نیروگاه‌ها به دلیل فرسودگی به کمتر از ۳۵ درصد رسیده است. در تابستان، ۵۰ درصد بار شبکه برق از سیستم‌های سرمایشی با موتور القایی تأمین می‌شود که درنتیجه عدم نظارت و مدیریت سال‌های متمادی وزارت نیرو و صمت بر تولید لوازم خانگی با مصرف بالا و راندمان پایین به وجود آمده است. در این شرایط، این سوال مطرح می‌شود که آیا این وضعیت تنها ناشی از صنعت استخراج رمزارز است یا نتیجه سیاست‌گذاری نامناسب و ضعف مدیریت است؟

در کشوری که وزارت نیرو به جای اتخاذ تصمیمات پایدار و طراحی تعرفه‌های هوشمند، برخورد قهری و پاداش ۳۰۰ میلیون تومانی برای گزارش‌دهی ماینرهای غیرمجاز را کرده، نتیجه‌ای جز زیرزمینی شدن فعالیت‌ها نمی‌توان انتظار داشت. صنعت ماینینگ اگر به‌طور قانونی و با زیرساخت‌های مناسب مدیریت شود، نه تنها تهدیدآمیز نیست بلکه می‌تواند حکم منبعی پایدار برای درآمد ارزی، اشتغال فناورانه و جذب سرمایه‌گذار را ایفا کند. اما با سیاست‌های جاری، وزارت نیرو هم برق خود را از دست می‌دهد و هم اعتماد بخش خصوصی را.

مصرف انرژی در فناوری‌های نو، تهدید نیست

جالب‌تر این‌که در شرایطی که وزارت نیرو با تمایل به حفظ وضعیت در نظر دارد استخراج رمزارز مجاز را برای مدت سه سال ممنوع کند، جهان به سمت دورانی پیش می‌رود که مصرف برق مرتبط با پردازش‌های هوش مصنوعی به‌زودی از کل مصرف در صنعت ماینینگ پیشی خواهد گرفت. گزارشی تازه از آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که مصرف برق در مراکز داده و سیستم‌های هوش مصنوعی به زودی از کل مصرف صنعت استخراج رمزارزها فراتر خواهد رفت. شرکت‌هایی نظیر Nvidia، Google و OpenAI هر سال میلیاردها دلار برای توسعه زیرساخت‌های پردازشی هزینه می‌کنند و پیش‌بینی می‌شود در دو سال آینده، تنها آموزش مدل‌های بزرگ زبانی (LLMها) بیش از ۲ درصد از مصرف برق جهانی را به خود اختصاص دهد. در ایالات متحده و اروپا، دولت‌ها در حال آماده‌سازی شبکه‌های برق جدید و تعرفه‌های خاص برای حمایت از این رشد هستند. لذا باید پرسید آیا وزارت نیرو برای چنین آینده‌ای برنامه‌ای دارد؟ آیا قرار است در سال‌های آینده ستاد مبارزه با «هوش مصنوعی غیرمجاز» ایجاد شود به دلیل افزایش مصرف برق آن؟

در واقع، مصرف انرژی در فناوری‌های نوین نه تنها تهدید محسوب نمی‌شود، بلکه نشانه‌ای از رشد اقتصادی است. هیچ کشوری بدون مصرف گسترده انرژی به قدرت فناورانه تبدیل نشده است. کشورهایی نظیر چین، ایالات متحده و حتی کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس به جای محدود کردن مصرف فناوری‌ها، با اصلاح ساختار تولید برق، تعرفه‌های زمان‌مند، توسعه انرژی‌های پاک و به‌کارگیری برق مازاد در ساعات غیرپیک، زیرساخت لازم را برای صنعت دیجیتال فراهم کرده‌اند. در نقطه مقابل، ایران همچنان با ترس از مصرف بالا به استقبال آینده می‌رود. این نوع نگرش، به همراه ضعف در داده‌محوری و گزارش‌دهی نادرست، عامل تصمیم‌گیری‌های غلط و ترک فعل‌های اقتصادی و مالی سنگین برای وزارت نیرو در چند سال اخیر بوده است. داده‌سازی نادرست درباره سهم ماینینگ از مصرف برق، اغراق در فشار شبکه و بی‌توجهی به ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر موجب شده که ذهنیت اشتباه مدیران وزارت نیرو به تصمیم‌سازان ارشد کشور نیز سرایت کند. نتیجه این تفکر، تصویری نادرست از اقتصاد دیجیتال در ذهن سیاست‌گذاران است: دیدگاهی که در آن، فناوری با تهدید و برق با بحران مترادف است.

گزارش‌های رسمی نیز تاکید بر ضعف‌های عملکرد وزارت نیرو و نفت در تحقق اهداف برنامه هفتم دارند. براساس ارزیابی مرکز پژوهش‌های مجلس، عملکرد این دو وزارتخانه در سال ۱۴۰۴ با اهداف کلان فاصله زیادی دارد. در بخش برق، نه تنها میزان تولید ظرفیت به اندازه کافی افزایش نیافته، بلکه برنامه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر نیز کمتر از ۳۰ درصد پیشرفت نشان داده است. در بخش نفت و گاز نیز توسعه زیرساخت‌های ضروری برای تولید سوخت نیروگاه‌ها کمتر از آنچه پیش‌بینی شده بوده، صورت گرفته است. به زبان ساده، کشور همچنان به چرخه معیوب متصل است؛ تولید ناکافی، اتلاف بالا، قیمت‌گذاری غیرواقعی و تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت. در این شرایط، هر فناوری نوظهور قربانی همین نوع تفکر می‌شود؛ تفکری که به جای برنامه‌ریزی برای مدیریت هوشمند مصرف، راه‌های ساده برای حذف موضوع یا ممنوعیت را پیش می‌گیرد.

با این حال، در پس این سیاست‌ها، هزینه‌های پنهانی وجود دارد که مورد بحث قرار نمی‌گیرد. هر تصمیم برای محدود کردن فناوری، به معنای از دست دادن فرصت‌های شغلی و سرمایه است. برخلاف باور مسئولانی که ماینینگ را بی‌فایده می‌دانند، این صنعت در کشورهای پیشرفته به منبعی از درآمد ارزی و محرکی برای نوآوری در حوزه انرژی تبدیل شده است. مزارع استخراج رمزارز در ایسلند و کانادا از برق تجدیدپذیر مازاد بهره‌برداری می‌کنند و بدین‌سان، نیروی کار این کشورها افزایش یافته است. حتی در ایالات متحده، برخی شرکت‌های ماینینگ با قرار دادهای دوسویه به شبکه برق کمک می‌کنند، به‌گونه‌ای که در ساعات اوج مصرف، دستگاه‌ها را خاموش کرده و برق را به شبکه بازمی‌گردانند و در ساعات کم‌بار، از برق ارزان استفاده می‌کنند. این امر به «تفکر سیستمی» معروف است؛ نگاهی که به تعامل میان صنعت، انرژی و فناوری توجه دارد و آن را تهدید نمی‌بیند.

هوش مصنوعی؛ مصرف‌کننده یا بهینه‌ساز انرژی

باید پذیرفت که هوش مصنوعی تنها مصرف‌کننده انرژی نیست، بلکه می‌تواند بهینه‌ساز انرژی نیز باشد. در بسیاری از کشورها، سیستم‌های هوش مصنوعی برای مدیریت بار شبکه برق، پیش‌بینی تقاضا، بهینه‌سازی مصرف و کنترل نوسانات به‌کار گرفته می‌شوند. به این معنی که فناوری که مدیران ما از آن می‌ترسند، می‌تواند راه‌حل مشکلاتشان باشد. اما تا زمانی که در وزارت نیرو، مدیرانی بدون درک فناورانه وجود داشته باشند، هیچ‌یک از این فرصت‌ها به واقعیت نمی‌پیوندد. نگرش سنتی کنونی، بزرگ‌ترین مانع برای توسعه آتی است.

امروز صنعت برق ایران در شرایط ورشکستگی به‌سر می‌برد، بدهی‌های انباشته، شبکه فرسوده، تلفات بالا، تعرفه‌های غیرواقعی و کسری در تولید در اوج مصرف. به‌جای آنکه مدیران انرژی از این وضعیت درس بگیرند و برای آینده آماده شوند، با اتخاذ تصمیماتی چون «ممنوعیت سه‌ساله استخراج رمزارز مجاز» وارد مسیر انزوا و عقب‌گرد می‌شوند. نتیجه این سیاست نه تنها کاهش مصرف نیست، بلکه گسترش بازار زیرزمینی، کاهش سرمایه‌گذاری و از دست دادن اعتماد خواهد بود. اگر این طرز تفکر ادامه یابد، در آینده نزدیک با رشد سریع مراکز داده و پروژ‌های هوش مصنوعی، بار دیگر شاهد تکرار همان چرخه خواهیم بود؛ تنها این بار شرکت‌های AI جایگزین ماینرها خواهند شد و به‌عنوان عاملین مصرف بالای برق معرفی خواهند گردید.

واقعیت این است که نمی‌توان فناوری را ممنوع کرد؛ بلکه می‌توان آن را مدیریت کرد. اگر وزارت نیرو به جای سرکوب، به طراحی تعرفه‌های هوشمند، برنامه‌های مصرف زمان‌مند و تسهیلات انرژی تجدیدپذیر روی آورد، هم شبکه برق نجات خواهد یافت و هم اقتصاد دیجیتال شکوفا خواهد شد. امروز بسیاری از کشورها با معرفی تعرفه‌های برق مخصوص فناوری، همکاری میان وزارت نیرو و وزارت فناوری را ایجاد کرده‌اند. ایران نیز اگر می‌خواهد در عصر هوش مصنوعی حرفی برای گفتن داشته باشد، باید به همین رویکرد قدم نهد.

مدیران کنونی وزارت نیرو باید درک کنند که آینده انرژی فقط در ساخت سدها و راه‌اندازی نیروگاه‌های حرارتی خلاصه نمی‌شود. آینده در تعامل میان انرژی و داده، در پیوند بین فناوری و شبکه برق نهفته است. اگر امروزه به‌جای برنامه‌ریزی بلندمدت، مسیر ممنوعیت و مقابله شود، فردا نه تنها خاموشی‌ها ادامه خواهد داشت، بلکه اقتصاد دیجیتال کشور نیز خاموش خواهد شد.

ایلان ماسک در همان مصاحبه مشهور خود بیان داشت: «ما در حساس‌ترین دوران تکنولوژیکی تاریخ بشریت زندگی می‌کنیم. اگر مسیر درستی را کنیم، به رفاه پایدار می‌رسیم، اما اگر اشتباه کنیم، دیستوپیا و انقراض در انتظار ما خواهد بود.» این جمله شاید باید بر دیوار هر وزارتخانه‌ای که هنوز در برابر فناوری می‌ایستد، نصب شود. آینده را نمی‌توان با ترس طراحی کرد؛ بلکه باید آن را با آگاهی، داده، و تفکر سیستمی هدایت کرد. ایران اگر خواهان داشتن جایگاهی در این آینده است، باید از هم‌اکنون ذهن خود را از گذشته رها سازد.

مقالات مرتبط

دکمه بازگشت به بالا