۹۸ درصد از شرکتها هنوز از هوش مصنوعی بهرهبرداری سودآوری نکردهاند

در سالهای اخیر، مدیران فعال در حوزه فناوری در دره سیلیکون بارها به این نکته اشاره کردهاند که هوش مصنوعی میتواند به افزایش بهرهوری و سودآوری کمک کند و تحولی عظیم در جهان ایجاد نماید؛ اما واقعیت موجود نشاندهندهی داستان دیگری است. گزارشی از مؤسسه KPMG حاکی از آن است که بخش عظیمی از شرکتهایی که به سمت هوش مصنوعی رفتهاند، هنوز نتوانستهاند به نتایج مالی مطلوب دست یابند.
بر اساس نتایج یک نظرسنجی که KPMG از ۷۵۳ کسبوکار انجام داده، تنها ۲ درصد از این شرکتها قادر به دستیابی به سود از طریق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی مولد بودهاند. این آمار زمانی قابل توجهتر میشود که بدانید اکثر این ۲ درصد موفق، شرکتهای بزرگ با درآمد سالیانهای بالای ۱ میلیارد دلار هستند.
یکی از دلایل اصلی عدم کسب سود، تأخیر بسیار زیاد شرکتها در امتحان و آزمایش این تکنولوژیهاست. بسیاری از سازمانها هنوز نتوانستهاند هوش مصنوعی را بهطور کامل در فرآیندهای خود ادغام کنند و تنها در حال آزمون و خطا با ابزارهای مختلف هستند.
عدم سودآوری هوش مصنوعی در اکثریت شرکتها
در آمارها تضادی حیرتآور وجود دارد؛ ۹۳ درصد سازمانهای مورد بررسی به انجام فعالیت با هوش مصنوعی پرداختهاند، اما بیشتر آنها از نظر مالی به سود نمیرسند. از این آمار، فقط ۳۱ درصد توانستهاند این فناوری را در عملیات اصلی خود به کار بگیرند. به همین دلیل، متخصصان تاکید میکنند صرف گرفتن اشتراک ChatGPT یا استفاده از ابزارهای تولید تصویر، به معنای افزایش درآمد یا کاهش هزینههای عملیاتی نخواهد بود.
به طور کلی، مدیران کسب و کارها بر این باورند که این روند نیازمند زمان زیادی است. بیشتر آنها (تقریباً ۶۱ درصد) انتظار دارند که در بازه زمانی ۱ تا ۵ سال آینده، شاهد نتایج مالی ملموس باشند. «استفانی تریل» (Stephanie Terrill) یکی از مدیران ارشد KPMG در کانادا، به خطرات ناشی از توقف سرمایهگذاری در این حوزه با وجود عدم سود آنی اشاره میکند. او میافزاید: «انتظار برای دیدن نتایج فوری واقعبینانه نیست. شرکتها باید سرعت بهکارگیری هوش مصنوعی در فرآیندهای کلیدی خود را افزایش دهند تا توان رقابتی خود را حفظ کنند.»
از دیگر مشکلات اساسی این امر، ناتوانی شرکتها در اندازهگیری بازده سرمایهگذاری هوش مصنوعی است. آیا تنها باید به سود نقدی توجه کرد؟ کارشناسان پیشنهاد میدهند که برای درک درست نسبت بازگشت سرمایه (ROI)، باید به معیارهای استراتژیک و کیفی نیز توجه شود:
- چقدر هوش مصنوعی توانسته دقت تصمیمات مدیران را افزایش دهد؟
- آیا انجام کارها سریعتر و آسانتر شده است؟
- آیا بهبود خدمات منجر به افزایش رضایت مشتریان شده است؟
در نتیجه، تنها تمرکز بر کاهش هزینهها یا افزایش مستقیم فروش، نمیتواند نمای کاملی از ارزش واقعی هوش مصنوعی را ارائه دهد.




