دوران مصاحبههای کدنویسی به پایان رسیده است

«فلیکس ریزبرگ»، مدیر مهندسی آنتروپیک، میگوید مصاحبههای سنتی کدنویسی دیگر معیار مناسبی برای سنجش توانایی برنامهنویسان نیستند و تیم او این مرحله را از فرایند استخدام کنار گذاشته است. او در عوض به توسعهدهندگان تازهکار توصیه میکند بهجای تمرکز صرف بر انجام وظایف برنامهنویسی، مشکلات واقعی کسبوکار را شناسایی کنند و با ساخت نمونههای اولیه، توانایی خود را در حل آنها نشان دهند.
ریزبرگ در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«مصاحبه کدنویسی، دستکم برای تیم من در آنتروپیک، مرده است. بهاندازه کافی دیدهام تا بدانم دیگر اطلاعات مفیدی به ما نمیدهد.»
او در ادامه، در وبلاگ خود توضیح داد که دیگر دلیلی برای ارائه چالشهای کدنویسی به متقاضیان یا پرسیدن پرسشهایی درباره زبانهای برنامهنویسی مانند اسمبلی نمیبیند؛ زیرا به گفته او، مدل هوش مصنوعی خود شرکت، کلاد، اکنون در هر دو زمینه عملکرد بهتری دارد.
به اعتقاد ریزبرگ، چالشهای کدنویسی قبلاً شاخصی نهچندان دقیق، اما مفید برای پیشبینی موفقیت افراد بودند. بااینحال، او میگوید تأثیرگذارترین افرادی که در تیمهایش نرمافزار میسازند، لزوماً همان کسانی نیستند که در این آزمونها بهترین عملکرد را دارند.
او دراینباره نوشت:
«میبینم مهندسانی که سابقه کاری نسبتاً کمتری دارند، از افرادی جلو میزنند که احتمالاً برنامهنویسان بهتری هستند و مدت بسیار بیشتری در این حرفه بودهاند. انگیزه و اشتیاق از سابقه کاری مهمتر است.»
ریزبرگ میگوید هنوز راهحل نهایی برای ارزیابی متقاضیانی را پیدا نکرده است که با کمک هوش مصنوعی بهخوبی نرمافزار میسازند. بااینحال، درحالحاضر هنگام بررسی رزومهها و نمونهکارها، بهدنبال پروژههای کوچکی است که نشاندهنده «سلیقه، همدلی و تفکر اصولمند» باشند.
توصیه مدیر آنتروپیک به توسعهدهندگان تازهکار
گسترش ابزارهای کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی نگرانیهایی درباره دشوارتر شدن ورود برنامهنویسان تازهکار به بازار کار ایجاد کرده است. این ابزارها اکنون میتوانند بخشی از تسکهایی مانند دیباگ کد و ساخت قابلیتهای ساده را انجام دهند؛ کارهایی که پیشتر به مهندسان کمتجربه کمک میکردند مهارتهای لازم را در محیط کار بیاموزند.
ریزبرگ در مطلب خود توصیههایی برای مهندسان تازهکار و بهطور کلی افرادی مطرح کرد که در سازمانها از جایگاه یا قدرت تصمیمگیری زیادی برخوردار نیستند. به گفته او، این افراد نباید صرفاً به انجام تسکهای ثبتشده در فهرست کارهای عقبمانده بسنده کنند، بلکه باید مشکلات کسبوکارشان را شناسایی کنند و بفهمند شرکت در پی حل چه مسائلی است.
گام بعدی، ارائه ایدهای جسورانه است که بتواند پیشرفت معناداری در حل یکی از این مشکلات ایجاد کند. ریزبرگ پیشنهاد میکند توسعهدهندگان برای ساخت نمونه اولیهای عملی از چنین ایدهای، یک آخر هفته را اختصاص دهند. او تأکید میکند که پروژه باید یک ایده روشن و قانعکننده را منتقل کند، نه اینکه با هدف گنجاندن چندین ایده خوب، به محصولی بیشازحد پیچیده و جاهطلبانه تبدیل شود.
او همچنین توصیه میکند مهندسان تازهکار از نگاه بیرونی خود به سازمان استفاده کنند. به گفته ریزبرگ، افرادی که مدت زیادی در یک محیط کاری حضور نداشتهاند، ممکن است راحتتر متوجه تجربه کاربری نامناسب شوند یا فرضهای جاافتاده درباره محدودیتهای فنی و امکانات موجود را زیر سؤال ببرند.
ریزبرگ برای نمونه به دو مهندس نسبتاً تازهوارد آنتروپیک اشاره کرد که رابط کاربری گرافیکی برای Claude Code ساختند. این دو نفر نمونه اولیه را طی یک آخر هفته توسعه دادند و نخستین نسخه عمومی آن حدود هشت روز بعد منتشر شد.




