روشهای نوشتن پرامپتهای بهینه برای AI: تحلیل فیلسوف آنتروپیک

شاید تصور کنید که برای خلق بهترین پرامپتها برای هوش مصنوعی، باید برنامهنویسی را بلد باشید یا به اصطلاح، یک متخصص کامپیوتر باشید. اما «آماندا اَسکل» (Amanda Askell)، فیلسوف شرکت آنتروپیک، نظری متفاوت دارد. او بر این باور است که برای تسلط بر هوش مصنوعی، نیاز است که فرد توانایی فلسفی بنیادی مانند «وضوح بیان» و «دقت در انتقال معانی» را دارا باشد.
یکی از اصول کلیدی فلسفه، قابلیت انتقال تفکرهای پیچیده از طریق کلماتی شفاف و معنادار است؛ ویژگیای که هوش مصنوعی برای کارایی مناسب به آن احتیاج دارد. به نقل از بیزینساینسایدر، آماندا اَسکل که در رشته فلسفه از دانشگاه آکسفورد فارغالتحصیل شده، توضیح میدهد که بخش عمدهای از وظیفهاش این است که نگرانیها و مشکلات را به وضوح هرچه بیشتر برای مدلها بیان کند. او تصریح میکند: «فلسفه واقعاً در زمینه پرامپتنویسی مفید است، زیرا بهتان میآموزد چگونه ابهام را از جملات خود حذف کنید.» در واقع، هوش مصنوعی توانایی ذهنخوانی ندارد و این شما هستید که باید با رویکرد منطقی و استدلالی، او را به سمت پاسخهای صحیح هدایت نمایید.
استفاده از فلسفه برای نوشتن پرامپتهای بهتر
یکی از بهترین تشبیهها برای درک نحوه تعامل با چتباتها، این است که آنها را به مثابه انسان در نظر بگیرید، با این تفاوت بزرگ. آنتروپیک در راهنمای رسمی خود توصیه میکند که کاربران باید چتبات (مانند Claude) را چون یک کارمند باهوش اما تازهکار که دچار فراموشی است، ببینند. ویژگیهای این کارمند عبارتند از:
- هیچگونه زمینهای از سبک کاری، سلیقه یا هنجارهای شما ندارد (زیرا تازه وارد است).
- به راهنماییهای واضح و مشخصی نیاز دارد (چرا که فراموش میکند و از زمینه کلام بیخبر است).
بنابراین، هرچه بیشتر و دقیقتر تعیین کنید که چه میخواهید و چارچوبها را شفافتر بفرمایید، این کارمند باهوش میتواند خروجی بهتری را برای شما تولید کند.
با این حال، پرامپتنویسی بهعنوان یک علم ثابت و مشخص نیست، بلکه فرایندی تجربی به شمار میآید. اَسکل بیان میکند که یک پرامپتنویس ماهر باید اهل آزمایش باشد. به این معنا که باید تمایل داشته باشید بارها با مدل تعامل کنید، خروجیها را با دقت تحلیل نمایید و دستورات خود را بهبود بخشید. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که در نوبت اول، بهترین نتیجه را ارائه دهد. «مارک اندریسن»، سرمایهگذار مشهور، نیز بر این عقیده است که قدرت هوش مصنوعی در گوشهنشین آن بهعنوان یک «همکار فکری» نهفته است. او میگوید: «بخشی از هنر [کار با] هوش مصنوعی، این است که سؤالات درست را بپرسید.»
مهارت پرامپتنویسی در سالهای اخیر به شدت در کانون توجه شرکتها قرار گرفته است؛ بازار کار هم به شدت خواهان افرادی است که قادر به برقراری ارتباط با ماشینها هستند. بر طبق آمارهای وبسایت levels.fyi، میانگین درآمد یک مهندس پرامپت در شرکتهای فناوری حدود ۱۵۰ هزار دلار در سال است. این وضعیت به وضوح ریشه در این حقیقت دارد که توانایی تبدیل نیازهای انسانی به زبان ماشین، به یکی از باارزشترین مهارتهای عصر حاضر تبدیل شده است.




