ضرورت بازنگری در مزیت انرژی کمهزینه در ایران

سالهای متمادی، دسترسی به انرژی ارزان به عنوان نیروی محرکه رشد صنایع در ایران عمل کرده است، اما اکنون این ویژگی به عاملی برای ایجاد موانع در روند توسعه تبدیل شده است. عدم تأمین مناسب گاز و برق و فرسودگی زیرساختها نشان میدهد که دیگر انرژی بدون بهرهوری نمیتواند عامل رقابتپذیری باشد. حمیدرضا مازندرانی، محقق حوزه شبکه و هوش مصنوعی در گفتوگو با دیجیاتو، به این نکته تأکید میکند که اکنون زمان آن رسیدهاست که از مزیت انرژی ارزان به عنوان ابزاری در راستای توسعه و نوآوری در زمینه هوش مصنوعی بهرهبرداری کنیم.
در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر، درصد بالایی از انرژی به نوآوری و توسعه هوش مصنوعی اختصاص داده میشود، ایران در حال حاضر با شدت مصرف انرژی که دو برابر میانگین جهانی است، روبرو است؛ بدین معنا که برای تولید هر واحد کالا، دو برابر میزان جهانی انرژی مصرف میشود. افزون بر این، مزیت انرژی ارزان به شکل فعلی خود تقریباً ارزشش را از دست داده است و مصرف انرژی در حال حاضر مانع از شکلگیری سرمایهگذاری در بخشهای نوآورانه شده است. مازندرانی بر این باور است که باید انرژی را به سوختی برای نوآوری و توان محاسباتی تبدیل کرد تا بتوانیم از خامفروشی فاصله بگیریم و مزیتی پایدار ایجاد نمائیم.
به طور همزمان، کمبود گاز و برق در فصول مختلف باعث وقفه یا کاهش فعالیت تولید در بسیاری از واحدهای صنعتی شده که این بحران نشاندهندهی آن است که حتی “ارزانترین انرژی” بدون بهرهوری و مدیریت هوشمند، قادر به تضمین رشد اقتصادی نیست. در این وضعیت که انرژی دیگر پاسخگوی نیاز صنایع پرمصرف نیست، چگونه میتوان از انرژی ارزان نه تنها به عنوان منبع تولید، بلکه به عنوان سوختی برای نوآوری استفاده کرد؟
سرمایهگذاری در حوزه فناوریهای هوش مصنوعی در مرحله نخست، از لحاظ انرژی هزینهبر است. در این راستا، مازندرانی در گفتوگو با دیجیاتو عنوان کرد:
«مدلهای هوش مصنوعی مولد، در مراحل آموزش و تولید خروجی، به محاسبات سنگین و در نتیجه مصرف بالای انرژی نیاز دارند. اما در ایران، این مزیت انرژی ارزان میتواند به یک فرصت استراتژیک در این زمینه تبدیل شود. همانطور که برخی کشورهای دیگر با استفاده از ویژگیهای اقلیمی یا منابع طبیعی خود به موفقیت در زیرساختهای داده و محاسبات دست یافتهاند، ایران نیز میتواند با تکیه بر مزیت نسبی انرژی، بخشی از ظرفیتهای اقتصادی خود را از خامفروشی به ارائه توان محاسباتی و خدمات مرتبط با هوش مصنوعی منتقل کند.»
او یکی از راههای موجود را تبدیل نفت از طریق زنجیره پتروشیمی به محصولات با ارزشافزوده بالاتر میداند و از سوی دیگر، بر تبدیل مستقیم انرژی خام به “پردازش” تأکید میکند. به عبارت دیگر، میتوان انرژی را به توان محاسباتی تبدیل کرد؛ این توان محاسباتی میتواند جهت حل مشکلات داخلی کشور به کار رود یا به عنوان خدمات/محصولاتی قابل عرضه ارائه شود.
این پژوهشگر در حوزه هوش مصنوعی تأکید دارد که به جای خامفروشی، میتوان بازاری پیرامون ارائه پردازش و زیرساختهای داده و مدل ایجاد نمود و رونق بخشید:
«در این زمینه، برخی کشورهای اسکاندیناوی رویکرد هوشمندانهای را اتخاذ کردهاند؛ به دلیل آب و هوای سرد، مراکز داده را در همان مکانها مستقر میکنند به منظور استفاده از مزیت طبیعی برای کاهش هزینههای خنکسازی، چرا که دیتاسنترها حرارت زیادی تولید میکنند. نمونهای نزدیکتر به ما، عربستان سعودی است که ضمن توسعه گردشگری، به تدریج بخشی از اقتصاد نفتی خود را به سمت اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی و زیرساختهای مرتبط تغییر میدهد.»
وی بر این باور است که سرمایهگذاری هوشمند در انرژی ارزان میتواند این را به جای یک منبع ساده، به «محصولی با ارزش افزوده بالا» تبدیل کند و ایران را به سمت اقتصادی مبتنی بر فناوری و داده سوق دهد.
حرکت به سوی توسعه هوش مصنوعی نیازمند سرمایهگذاری هدفمند است. به طور جهانی، هوش مصنوعی اکنون به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی تبدیل شده است. تحقیقات نشان میدهد که بخش اعظم مصرف انرژی مدلهای بزرگ هوش مصنوعی نه تنها در مرحله آموزش، بلکه در هنگام «استنباط» نیز صورت میگیرد؛ یعنی زمانی که مدل آماده شده و به خروجیهای خود پاسخ میدهد.
در نهایت، امروزه حتی «انرژی ارزان» نیز بدون بهرهوری مؤثر، مدیریت هوشمند و زیرساختهای پیشرفته نمیتواند تضمینکننده مزیت رقابتی پایدار باشد. به عبارت دیگر، اتکا صرف به منابع انرژی ارزان دیگر به عنوان مزیت تلقی نمیشود.
خبرنگار: زهرا کرمی




